تبليغاتX
ستاد اجرائ حکم سلمان رشدی مرتد

تاريخ: شنبه هشتم تیر 1387 ساعت :21:52

عکس: تظاهرات علیه اعطای لقب شوالیه به "رشدی" مرتد

 

 

اسلام آباد- خبرگزاری مهر : شهروندان پاکستانی روز گذشته با برگزاری تظاهراتی اعتراض خود را به دولت انگلستان به سبب اعطای لقب "شوالیه" به "سلمان رشدی" نویسنده مرتد کتاب ایات شیطانی از سوی ملکه این کشور اعلام کردند.

 

 

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لينک ثابت |
سروش از سلمان رشدی بدتر است
تاريخ: پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت :11:8

 سروش از سلمان رشدی بدتر است

آفتاب: آیت‌الله‌نوری همدانی گفت: «جریان سلمان رشدی در سب النبی منحصر می‌شد، ولی آقای سروش ریشه نبوت، قرآن و وحی را زده است که اگر از روی غرض باشد، تکلیف دیگری داریم».

به گزارش آفتاب به نقل از مرکز خبر حوزه، آیت الله نوری همدانی در درس خارج فقه خود یادآور شد: «وی یکی از دانشجویان انقلابی ما بنام حاج فرج بود و در تلویزیون هم سخنرانی‌هایی داشت، ولی اکنون این آقا قدم به قدم از اصول و مبانی دینی باز می‌گردد».

این مرجع تقلید با تأکید بر اینکه نزول قرآن امری الهی و خارج از مجرای علل و اسباب عادی بوده است، گفت: «نمی‌توان این معجزه جاوید را با اشعار که از امور بشری و برپایه تخیلات است، مقایسه کرد».

ایشان افزودند: «تنزل قرآن که حاوی حقایق عالم است به درس شعرا، ظلم بسیار بزرگی است و امیدوارم مطالب این فرد، ناشی از جهل وی باشند نه تعمد!»

خاطرنشان می‌شود، آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی همچنین دیروز در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی زمینی سپاه و دست‌اندرکاران پایگاه اطلاع‌رسانی مجلس شورای اسلامی در این باره گفته بودند: هنگامی که بنده نماینده امام در اروپا بودم، این آقا مترجم ما بود و الان نغمه مخالفت با انقلاب و اسلام را در غرب بلند کرده است و غربی‌ها همین را می‌خواهند که یکنفر ایرانی که قبلا خودش را به انقلاب چسبانده بود، اکنون از اندیشه‌های اصیل اسلامی برگردد.

معظم‌له بیان داشته بودند: این شخص که البته سوادش هم آنقدر بالا نیست، اشتباهات فراوانی دارد و بر ما لازم است که پیامبر(ص) و قرآن را بهتر بشناسیم.

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لينک ثابت |
نخست‌وزير رژيم منحوس انگليس
تاريخ: پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 ساعت :18:50
«گوردون براون»، نخست‌وزير جديد انگليس، روز چهارشنبه در پي تهديد گروه «القاعده» بر سر اعطاي لقب درباري «شواليه» به «سلمان رشدي»، تكريم از نويسنده كتاب موهن «آيات شيطاني» را حق دولت بريتانيا دانست.

به گزارش ايرنا، وي با بيان اين‌كه دولت انگليس درباره اعطاي القاب به افراد مختلف رأسا تصميم‌گيري مي‌كند، گفت: هيچ چيز نمي‌تواند توجيه‌كننده تهديد تروريستي عليه ما باشد و بريتانيا اين حق را دارد كه در زمينه مسائلش تصميم بگيرد.

براون همچنين دفاع كشورش در مقابل حملات تروريستي را برنامه‌اي ادامه دار معرفي و اضافه كرد: در مبارزه با تروريسم و ريشه كني سلول‌هاي آن در كشورمان قاطع هستيم.
نخست‌وزير انگليس اين اظهارات را در مصاحبه مطبوعاتي مشترك با «بان كي مون»، دبير كل سازمان ملل متحد، در لندن مطرح كرد.

دبيركل كره‌اي سازمان ملل نيز در اظهار نظري كوتاه در اين زمينه گفت: تروريسم در هر شرايطي و با هر انگيزه‌اي، اقدامي غير قابل توجيه است. ملكه انگليس ماه گذشته به مناسبت سالگرد تولد خود و به توصيه دولت اين كشور، بالاترين لقب افتخاري دربار را به رشدي اعطا كرد.

«ايمن الظواهري»، مرد شماره دو تشكيلات «القاعده»، در اظهاراتي كه روز گذشته در اينترنت پخش شد، هشدار داده بود، در صورت پس نگرفتن لقب افتخاري «شواليه» از رشدي، اين گروه اقدام به حملات تلافي جويانه خواهد كرد.

وزارت خارجه انگليس هم در واكنش به تهديد معاون «بن لادن»، موضع قبلي اين وزارتخانه درباره اين‌كه هدف از اعطاي لقب شواليه به رشدي، صرفا تجليل از فعاليت‌هاي فرهنگي وي در زمينه نوشتن رمان بوده، تكرار كرده است
نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لينک ثابت |
جدال 18 ساله سلمان رشدي مرتد با كابوس مرگ
تاريخ: یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت :21:43

جدال 18 ساله سلمان رشدي مرتد با كابوس مرگ


 با وجود گذشت 18 سال از صدور فتواي تاريخي حضرت امام خميني(ره) عليه نويسنده كتاب آيات شيطاني، سلمان رشدي مرتد 59 ساله هنوز از كابوس مرگ از سوي فرزندان معنوي حضرت روح‌الله گريزان است.
  
 
به گزارش خبرگزاري فارس، 18 سال پيش، دقيقاً در 25 بهمن ماه سال 1367 انتشار فتوايي از سوي حضرت امام خميني(ره)، خطاب به مسلمانان، دنيا را تكان داد.
در اين فتوا كه حضرت روح الله آن را از جماران صادر فرموده بودند، آمده بود:
« انا للّه و انا اليه راجعون
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مى‌رسانم مؤلف كتاب آيات شيطانى كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم و چاپ و منتشر شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواى آن، محكوم به اعدام مى‌باشند.

از مسلمانان غيور مى‌خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند، سريعاً آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسى جرأت نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود، شهيد است. انشاءاللّه.
ضمناً اگر كسى دسترسى به مؤلف كتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نمايد تا به جزاى اعمالش برسد.
والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته »

در پي انتشار حكم امام خميني عليه نويسنده كتاب آيات شيطاني، از سوي ميرحسين موسوي نخست وزير وقت نيز بيانيه‌اي انتشار يافت كه در آن، روز چهارشنبه 26 بهمن 1367 عزاي عمومي اعلام شد.
پس از اين حكم تاريخي، رسانه‌هاي غربي براي نجات جان سلمان رشدي اينگونه القا كردند كه اگر سلمان رشدي توبه كند، حكم اعدامش لغو مي‌شود اما دفتر امام خميني(ره) بلافاصله اين توطئه را اينگونه خنثي كرد:

اطلاعيه دفتر امام خميني(ره) خطاب به ملت مسلمان ايران و مسلمانان جهان در مورد وجوب قتل سلمان رشدى و تكذيب شايعات( 29 بهمن 1367)
« رسانه‌هاى گروهى استعمارى خارجى به دروغ به مسئولين نظام جمهورى اسلامى نسبت مى‌دهند كه اگر نويسنده كتاب آيات شيطانى توبه كند حكم اعدام درباره او لغو مى‌گردد.
امام خمينى-مد ظله-فرمودند: اين موضوع صددرصد تكذيب مى گردد.
سلمان رشدى اگر توبه كند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامى هم خود را به كار گيرد تا او را به درك واصل گرداند.
حضرت امام اضافه كردند: اگر غير مسلماني از مكان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريع‌تر از مسلمانان او را اعدام كند، بر مسلمانان واجب است آنچه را كه در قبال اين عمل مي‌خواهد به عنوان جايزه يا مزد عمل به او بپردازند. »

در روز نهم اسفند سال 67 مجلس شوراي اسلامي طي جلسه فوق العاده‌اي با اعلام يك ضرب الاجل يك هفته‌اي براي انگليس، هرگونه رابطه سياسي با دولت انگليس را منوط به عذرخواهي مقامات انگليسي و تجديد نظر آنان در مواضع غير اصولي شان نسبت به جهان اسلام و كتاب "آيات شيطاني"، در طول اين يك هفته دانست.
وزير خارجه انگليس ضمن ابراز تاسف از انتشار كتاب آيات شيطاني، خود و دولت متبوع خود را جدا از مسئوليت انتشار اين كتاب دانست، ليكن اين اظهارات و موضعگيري‌ها به خاطر آنكه فاقد عذرخواهي رسمي و علني لندن از مسلمانان بود، وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران در شانزدهم اسفند ماه 67 و در پايان مهلت يك هفته اي مجلس شوراي اسلامي رسما روابط سياسي خود را با انگليس قطع كرد.

وزراي خارجه 46 كشور عضو سازمان كنفرانس اسلامي در 25 اسفند 1367 در قطعنامه پاياني خود كتاب سلمان رشدي را يك اثر كفرآميز اعلام و شديداً آن را محكوم كردند. اين قطعنامه همچنين به تبعيت از حضرت امام، ضمن مرتد خواندن سلمان رشدي، از تمامي كشورهاي عضو خواست اين اثر را در كشور خود ممنوع نمايند. قطعنامه از بنگاه‌هاي ناشر خواست هرچه سريع‌تر اين اثر را از گردش خارج كنند و هر بنگاه انتشاراتي را كه به اين درخواست احترام نگذارد، تحريم نمايند.
14 كشور اروپايي پس از آن يكباره سفراي خود را از ايران خارج كردند و پس از گذشت چند ماه، مجبور به بازگشت به ايران شدند و با شرمساري سفارت خانه‌هاي خود را از نو بازگشايي كردند.
سلمان رشدي از لحظه صدور حكم امام خميني(ره) مخفي شد و پليس انگليس (اسكاتلنديارد) حفاظت از وي را در مكانهائي نامعلوم برعهده گرفت. هزينه‌هاي محافظت از او در سال بين يك تا 10 ميليون پوند تخمين زده مي‌شد؛ در حدي كه يكبار شاهزاده چارلز (وليعهد انگلستان) اعلام كرد: سلمان رشدي سرباري پرخرج براي ماليات دهندگان انگليسي است.

همچنين شركت هواپيمايي "بريتيش ايرويز"، حضور رشدي را در هواپيماهاي خود تا سال 1998 ممنوع اعلام كرده بود و شركت هواپيمايي «ايركانادا» چند سال پيش سفر رشدي را با پروازهاي خود غيرممكن اعلام نمود.
سلمان رشدي با وجود خشم جهان اسلام عليه خود، از تجديد چاپ كتاب كفرآميز خود صرف نظر نكرد و زماني كه انگلستان حاضر به چاپ ارزان قيمت اين كتاب (بدون جلد گالينگور و با كاغذ كاهي) نشد، آن را به آمريكا برد و به صورت ارزان قيمت (براي سهولت خريد عمومي‌ آن) به چاپ رساند.
سلمان رشدي در يكي از آخرين كتاب‌هاي خود، به فلاكت و ذلت پس از انتشار كتاب "آيات شيطاني" اشاره مي‌كند. وي در كتاب خود با اشاره به مجروحيت مترجم ايتاليايي كتابش توسط مسلمانان ايتاليايي تا سر حد مرگ و به هلاكت رسيدن مترجم ژاپني آيات شيطاني بر اثر حمله مسلمانان ژاپني، از روز اعدام ناشر نروژي كتابش به اين شكل ياد مي‌كند: «روزي كه ناشر نروژي مورد اصابت گلوله قرار گرفت يكي از بدترين روزهاي عمر من است.»

او در آن ايام تنها طي 20 روز 13 بار محل خواب خود را تغيير داد. چنان فضاي جهنمي بر زندگي او حاكم گرديد كه همسرش از وي جدا شد و در مطبوعات وي را «فردي بزدل» ناميدند.
حتي كار به جايي رسيد كه تنها چند ماه پس از فتواي تاريخي حضرت امام خميني(ره)، مصطفي مازح جوان لبناني خود را براي اجراي حكم امام خميني به انگليس رساند و در هتل محل نگهداري سلمان رشدي مستقر شد كه پيش از انجام عمليات، بمب منفجر شد و مصطفي در راه اجراي حكم تاريخي اعدام سلمان رشدي به شهادت رسيد.
در سال‌هاي اخير، سلمان رشدي در آمريكا زندگي مي‌كند و علاوه بر آن كه به رياست انجمن قلم آمريكا رسيد، توسط دولت آمريكا محافظت مي‌شود.

اختاپوس رسانه‌اي غرب تاكنون بارها اعلام كرده است كه حكم اعدام اين نويسنده از طرف ايران پس گرفته شده است كه هر بار با واكنش سريع رهبر انقلاب اسلامي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، اين مسئله تكذيب و اعلام شد كه حكم يك مرجع قابل نقض نمي‌باشد و حتي پس از فوت او نيز بر همه مسلمانان لازم‌الاجراست. آخرين بار نيز در پيام رهبر معظم انقلاب به حجاج بيت الله الحرام در سال 1383 بر مهدورالدم بودن سلمان رشدي و لازم‌القتل بودن او تأكيد شد.

در طول 18 سال گذشته، هم رشدي و هم حاميانش در مقابله با مسلمانان سنگ تمام گذاشتند تا شايد بتوانند اين حكم تاريخي را شكسته و يا رخنه‌اي در آن ايجاد كنند ولي چيزي عايد آنها نشد و مسلمانان جهان همچنان مترصد موقعيتي هستند تا به وظيفه انقلابي و شرعي خود عمل كنند.
بوق‌هاي تبليغاتي، محافل مساله‌دار و كساني كه با دريافت پول و رشوه در اين سالها با رشدي همدردي و همراهي مي‌كردند، همه و همه از حيثيت خود سرمايه گذاري كردند ولي نتوانستند براي رشدي چيزي بيشتر از آنچه در ابتدا داشت، يعني برگه حكم اعدام، بدست بياورند، با اين تفاوت كه همه حاميان رشدي به اندازه خود وي در اين زمينه رسوا شده و ثابت كردند كه از دست آنها هم كاري ساخته نيست و سلمان رشدي پنجاه و نه ساله بايد تا ابد از كابوس مرگ ازسوي فرزندان معنوي حضرت روح الله گريزان باشد.

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت :23:10
از سوي يك انتشارات انگليسي؛
جديدترين رمان ضد اسلامي سلمان رشدي منتشر شد
سلمان رشدي" نويسنده هندي‌‏تبار مقيم انگليس كه به علت توهين به مقدسات دين مبين اسلام از سوي حضرت امام خميني(س) به ارتداد محكوم شده بود، با انتشار رماني جديد، بار ديگر به ارائه تصويري منفي از چهره اسلام به افكار عمومي جهان دست زد.

به گزارش سرويس ديپلماتيك خبرگزاري كار ايران ( ايلنا )، اين نويسنده مرتد كه به علت نگارش كتاب موهن "آيات شيطاني" با انتشار فتواي حضرت امام خميني(س)، "مهدور الدم" اعلام شده و به زندگي مخفيانه و تحت نظر پليس مجبور شد بار ديگر در رمان جديد خود كه از سوي بنگاه انتشاراتي انگليسي "RANDOM HOUSE" منتشر مي‏شود، مقدسات دين اسلام را به سخره گرفته است.
به گزارش بنگاه خبرپراكني دولتي انگليس ( بي‏بي‏سي )، نهمين رمان نگاشته‏شده به دست رشدي كه در بازارهاي غربي با 35 درصد تخفيف و با قيمت 11 يورو و 69 سنت عرضه مي‏شود، "شاليمار دلقك" نام دارد كه داستاني از يك نوجوان مسلمان است كه يك روحاني تندرو او را تحت آموزش‏هايي قرار مي‏دهد تا به اقدامات تروريستي دست بزند.
اين كتاب كه تا دو هفته ديگر روانه بازارهاي كتاب مي‏شود به زبان انگليسي نگاشته شده و بنا به اعلام پايگاه اطلاع‏رساني "AMAZON" و پاگاه اينترنتي "BOOKS"، كتابي است كه دين اسلام را ديني آميخته به سحر،‏ جادو، مارگيري، قتل، غارت، ترور، جنگ و خشونت‏هاي جنسي نشان مي‏دهد بر قلب و روح خواننده تأثيري شگرف مي‏گذارد.
در اين داستان، جواني مسلمان كه راننده "ماكسيميليان اوفولس" سفير سابق آمريكا در هند است، وي را در پلكان آستانه خانه‏اش در لس‏آنجلس مي‏كشد اما اين مسأله كه ناشي از يك انگيزه عشقي است به موضوعي سياسي تبديل مي‌‏شود و سپس در كشمير پس از آشنايي با يك روحاني مبارز مسلمان، به جبهه اسلامي آزادي‏بخش كشمير مي‏پيوندد.
اين كتاب كه نسخه‏هايي از آن براي نخستين بار در نمايشگاه‏هاي مختلف از جمله نمايشگاه بين‏المللي كتاب فيليپ در برزيل عرضه شده بود كه با استقبال بسياري از روزنامه‏نگاران آمريكايي و انگليسي روبرو شده است.
گفتني است انتشار رمان "آيات شيطاني" به دست اين نويسنده مرتد انگليسي و انتشار آن از سوي بنگاه انتشاراتي "پنگوئن" با صدور فتواي ارتداد وي از سوي حضرت امام خميني(س) روبرو شد و خشم تمامي مسلمانان جهان را برانگيخت.
شايان ذكر است كه دولت انگليس از سال 1988 همچنان به حفاظت و مراقبت از "سلمان رشدي" در برابر حملات احتمالي مسلمانان و اجراي حكم امام خميني(س) ادامه مي‏دهد و امنيت جاني وي را در سفرها و ديدارها و سخنراني‌‏هايش تأمين مي‌‏كند.
نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لينک ثابت |
چهارمين همسر سلمان رشدي درخواست طلاق داد
تاريخ: سه شنبه دوازدهم تیر 1386 ساعت :13:26

چهارمين همسر سلمان رشدي درخواست طلاق داد

خبرگزاري فارس: نويسنده مرتد كتاب موهن آيات شيطاني قرار است از "پادما لاكشمي" همسر چهارم خود و بنا به درخواست پادما جدا شود.

 

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه از لندن، در بيانيه‌اي كه از سوي ناشر كتابهايش منتشر شده، آمده است: «سلمان رشدي موافقت كرده از زنش پادما بخاطر درخواست براي پايان دادن به اين زندگي مشترك، جدا شود.»
رشدي كه به دنبال انتشار كتاب آيات شيطاني از سوي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ،خميني كبير (ره) مرتد خوانده شده در عين حال از رسانه‌ها خواست حريم خصوصي‌اش را حفظ كنند.
رشدي 60 ساله هندي‌الاصل بخاطر دريافت لقب شواليه‌ از ملكه اليزابت دوم، اخيراً به يكي از خبرسازترين افراد در جهان اسلام و بخصوص ايران و پاكستان بدل شده بود.
لاكشمي 36 ساله نيز هندي است و بازيگر و مدل بوده و مجري‌گري يك برنامه تلويزيوني ايتاليايي را برعهده داشته است.
رشدي در حالي كه هنوز زن سوم خود را طلاق نداده بود در سال 1999 با لاكشمي آشنا شد و بعد از پنج سال ازدواج كرد
.

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لينک ثابت |
شرايطي كه منتهي به حكم اعدام سلمان رشدي شد
تاريخ: دوشنبه یازدهم تیر 1386 ساعت :19:3

شرايطي كه منتهي به حكم اعدام سلمان رشدي شد

( به مناسبت اهانت رسانه های غربی به مقدسات اسلامي)
(2/11/1384)

تداوم اهانت‌ها
اهانت به مقدسات مردم مسلمان ايران، داشت به يك روال معمول در مي‌آمد . تلويزيونهاي آلمان و ايتاليا در برنامه هاي طنز تلويزيوني خويش به حضرت امام (ره) اهانت كردند . روابط آن دو كشور با ايران بحراني شد و دولت و ملت ايران عكس‌العمل قاطعي نشان دادند و مراكز فرهنگي آنان در تهران تعطيل گرديد. چند ديپلمات اخراج شدند . دولتهاي ايتاليا و آلمان ضمن ابراز برائت از اهانت به حضرت امام(ره) اعلام كردند كه نمي‌توانند جلوي آزادي‌ها را بگيرند، ضمن آنكه، آنچه انجام شده بود را به دور از قصد توهين عنوان مي ساختند .
برنامه تلويزيون هلند براي اهانت
تلويزيون هلند برنامه توهين آميزي را تدارك ديده بود كه با تذكرات شديد ديپلماتيك ايران و تهديد به تأثير همه جانبه آن در روابط اقتصادي و سياسي دو جانبه، از پخش آن ممانعت شد.
اخباري واصل شده بود كه در كانادا در تدارك تهيه يك فيلم توهين آميز هستند. اهانت به حضرت امام (ره) مقدمه اهانت به حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار(ع) بود . بر اساس اطلاعات واصله، در انگلستان در صدد ساخت فيلمي توهين‌آميز عليه حضرت امام زمان (عج) بودند .
عكس‌العمل‌هاي دولت و ملت ايران موجب شده بود دولتها، رسانه‌هاي رسمي خويش را از اهانت منع نمايند، اما محافل صهيونيستي كه خواستار تخريب روابط بين ايران و ساير كشورها، بويژه كشورهاي غربي بودند، بهترين راه بحراني كردن روابط بين ايران و ساير كشورها را برنامه ريزي براي اهانت به مقدسات جمهوري اسلامي ايران در كشور مورد نظر يافته بودند، زيرا كه دولت و ملت ايران نمي‌توانستند نسبت به اهانتها بي تفاوت بمانند و اهانت به مقدسات در هيچ محفل و رسانه‌اي را تحمل نمي‌كردند. آنها پيش‌بيني مي‌كردند كه اهانت موجب عكس‌العمل ايران شود و اين عكس‌العمل، روابط ايران با كشوري كه در آن توهين صورت گرفته است را بر هم بريزد.
دولت هلند، تهديدات ديپلماتيك جمهوري اسلامي ايران را فراتر از حد انتظار خود يافته و در نتيجه مانع پخش برنامه توهين آميز شده بود، گرچه با درك عمومي و موافقت احزاب مختلف در ممانعت از پخش برنامه توهين آميز مواجه شده بود با انتقاد شديد برخي محافل مطبوعاتي صهيونيستي مواجه شد. دولتهاي آمريكا ،انگليس و رژيم صهيونيستي كه همواره خواهان تخريب روابط بين ساير كشورها با جمهوري اسلامي ايران بودند برنامه گسترده اي را عليه جمهوري اسلامي ايران تدارك ديده بودند .
اهانت سلمان رشدي
اهانت به مقدسات تشيع و برانگيختن احساسات مردم و دولت ايران از برنامه هاي حتمي‌اي بود كه در تدارك آن بودند . اقدامات حقوقي و ديپلماتيك و حتي قطع روابط با برخي از اين كشورها ديگر نمي‌توانست پاسخي كافي به اين اهانتها باشد ،به ويژه آنكه توهين به مقدسات اسلام داشت به يك رويه تبديل مي شد كه گاه دولتها نيز در آن دخالت نداشتند، ليكن ظاهرا" با توجه به نفوذ صهيونيستها، حتي اگر مي‌خواستند، نمي‌توانستند مانع آن شوند. اعتراضات شديد عليه اهانت‌ها خود موجب شهرت اهانت كنندگان مي‌شد و مي‌رفت كه راه دستيابي به شهرت از طريق اهانت به مقدسات اسلامي سهل‌ترين راه گردد . سلمان رشدي نويسنده كتاب آيات شيطاني و محافل استعماري و صهيونيستي حامي وي مي‌دانستند كه اين كتاب مورد اعتراض شديد مسلمانان جهان قرار خواهد گرفت و حتي اين اعتراضات را فرصت خوبي براي كسب شهرت بيشتر براي نويسنده و كتاب او ارزيابي مي كردند .
اعتراضات روز به روز گسترده تر مي‌شد و شهرت كتاب و نويسنده نيز هر روز افزونتر مي‌گرديد، ليكن هيچ يك از اين اعتراضات، حتي به شهادت رسيدن 20 مسلمان در پاكستان در تظاهرات اعتراض آميز نسبت به انتشار كتاب، گره اي را نگشود و فقط، شهرت كتاب افزوده شد .
بايد از اين پس در انتظار توهين‌هاي صريح‌تر و گستاخانه‌تر عليه مقدسات مشترك كليه مسلمانان و بويژه توهين‌هاي غيرقابل تحمل نسبت به مقدسات جهان تشيع مي‌بوديم. اهانت‌ها ، گره‌اي بود كه ظاهرا" راه حلي براي گشودن آن مشاهده نمي‌شد .
اگر اعتراضات به مقدسات مشترك جهان اسلام كه اعتراضات عمومي مسلمانان را در پي داشت چاره ساز نبود، اهانت به مقدسات تشيع كه قطعا" محدود به جهان تشيع مي ماند، اثر كمتري مي‌توانست داشته باشد .
بن بست
صهيونيستها آماده بودند از طريق عوامل خود در غرب آنقدر ميزان اهانت را بالا ببرند كه ديگر چاره اي جز قطع كامل روابط با غرب براي جمهوري اسلامي ايران باقي نماند و تازه اين عمل نيز نمي‌توانست مانع ادامه اهانت‌ها شود . هيچ چاره و درمان اصلي و كارسازي براي اين روال مشاهده نمي شد . همه راههاي مقابله، با بن‌بست مواجه بود.
ظاهرا" روانشناسان سازمانهاي استعمارگر غربي معتقدند كه چنانچه عليه مقدسات ملتي اهانت شود و اعتراضات آنان به جايي نرسد، ملتها چون موم رام و تسليم خواهند گرديد.
حكم گره گشاي امام خميني(ره)
باري، حضرت امام خميني (ره) با صدور حكم اعدام سلمان رشدي و ناشرين كتاب آيات شيطاني كه از محتواي توهين آميز آن مطلع بودند، گره را گشودند و جهان اسلام و بويژه جمهوري اسلامي ايران را از بن بستي خطرناك نجات دادند.
صدور اين حكم نه فقط از اين بابت مهم بود كه سلمان رشدي محكوم به اعدام شده بود ، كه اين خود البته از اهميت بسياري برخوردار بود، بلكه از اين بابت كه به جهانيان اعلام شد كه حكم هرگونه اهانت به اسلام و انتشار و اشاعه آن مرگ است، اهميت داشت، بويژه آنكه اين پيام را مزدوران قلم فروش خوب دريافتند.
بن بست صهيونيست‌ها
محافل صهيونيستي با مشكل بزرگي روبرو شدند . ديگر هيچ هنرپيشه‌اي حاضر نمي‌شد با اهانت به مقدسات اسلامي جان خويش را به خطر اندازد و به فرض كه نويسنده‌اي حاضر به اهانت مي شد، ناشري يافت نمي‌شد كه حاضر باشد جان و منافع خويش و كاركنانش را به خطر افكند .
راه‌ها بر اهانت بسته شد. اينك صهيونيست‌ها و محافل استعماري غرب به بن بست رسيده بودند و آنها كه در صدد خشكاندن ايمان در جهان اسلام بودند در مي‌يافتند كه زمينه اهانت به اسلام خشكيده است .
تلاش غرب براي لغو حكم اعدام سلمان رشدي نه براي ارزشي است كه براي جان سلمان رشدي قائل هستند كه اگر فقط مسئله اين بود، خود آنها او را تا كنون كشته بودند، بلكه مسئله اين بود كه به ساير مزدوران بگويند كه اهانت به اسلام به از دست رفتن جانشان تمام نخواهد شد، تا زمينه پذيرش توطئه‌هاي فرهنگي عليه اسلام توسط مزدوران فراهم آيد.
خروج از بحران
حضرت امام خميني (ره) با عمل به دستورات اسلام و با صدور فرمان حكم اعدام سلمان رشدي ملعون گرد مرگ را بر اهانت كنندگان به اسلام پاشيدند و با يك ضربه جانانه، همه آنها را دچار انفعال و شكست كردند و جمهوري اسلامي ايران را نيز از بحران هاي سياسي، بين‌المللي ، اقتصادي كه به ظاهر اجتناب‌ناپذير مي‌نمود خارج ساختند.
درست است كه صدور حكم سلمان رشدي جهان غرب را رودرروي جمهوري اسلامي ايران قرار داد ، ليكن مانع بروز مشكلات و بحران عظيم‌تري گرديد كه با ادامه و ارتقاء اهانت‌ها اجتناب‌ناپذير بود .
تجربه روحيه غربي‌
اينجانب كه در آن زمان در وزارت امور خارجه يكي از مسئوليت‌هايم مقابله با توطئه‌هاي تبليغاتي خارج از كشور بود، قبل از صدور حكم اعدام سلمان رشدي، ملاقاتي با يك خبرنگار ايتاليايي داشتم كه اطلاع از آن مي تواند روحيه مردم غرب را نمايان سازد .
اين خبرنگار كه سعي مي‌كرد نسبت به انعكاس موضوعات ايران منصفانه برخورد كند با توجه به سفرهاي متعددي كه به ايران داشت ، در جريان فعاليتهاي تروريستي منافقين قرار گرفته و از جنايات آنان با اطلاع بود و به شدت عليه آنها موضع داشت .
او منافقين را بدتر از فاشيست‌ها مي دانست و مقالاتي نيز عليه آنها در مطبوعات ايتاليا نوشته و منتشر كرده بود . در ملاقاتي كه در دفتر كارم با او داشتم، در بين صحبتها، اسنادي از جنايات منافقين را در اختيار او قرار دادم. او كه به متجاوز بودن عراق در جنگ واقف بود، از اينكه منافقين به عراق پناهنده شده و عليه ملت خويش به دشمن متجاوز كمك كرده و چنين جناياتي را مرتكب مي شوند ابراز انزجار كرد.
از وي خواستم اگر برايش ممكن باشد افكار عمومي ايتاليا را از جنايات منافقين و اسناد ارائه شده مطلع كند ، ولي او گفت كه حاضر نيست ديگر عليه منافقين مطلبي بنويسد. وقتي علت امتناع او را جويا شدم برايم تعريف كرد كه به دنبال مقاله‌اي كه در روزنامه خود درباره جنايات منافقين نوشته بود ، يك روز هنگامي كه دير هنگام از روزنامه به منزل مي‌رفت دو نفر از اعضاي منافقين در زير زمين مترو، در قسمتي خلوت جلوي او را مي‌گيرند و سيلي به صورت او مي‌زنند و مي‌گويند كه اگر يكبار ديگر عليه منافقين بنويسد او را خواهند كشت.
از او پرسيدم آيا اين مطلب را در روزنامه نوشتي ؟ گفت : خير . گفتم: برخورد منافقين با شما بايد ماهيت منافقين را بيش از پيش برايت روشن كرده باشد و لذا شايسته است كه آنها را افشا نمايي . تأكيد كرد كه منافقين او را تهديد به مرگ كرده‌اند و درست به همين دليل نيز ديگر حاضر نيست عليه آنها چيزي بنويسد، زيرا به هيچ قيمتي حاضر نيست جان خويش را از دست بدهد. گفت: اگر من بميرم حتي اگر آنها مجازات شوند چه فايده‌اي براي من دارد ؟ به او گفتم: به پليس مراجعه كن، تو را حفاظت خواهند كرد . گفت: اولا" پليس حاضر نمي شود چنين هزينه‌اي را براي حفاظت از جان من بپذيرد ، ثانيا" بر فرض كه چنين كند عملا" آزادي‌ام سلب خواهد شد. وي اظهار داشت : چگونه مي‌توان دائم در حفاظت پليس بود، چنين زندگي‌اي اصلا شيرين نخواهد بود.
سايه مرگ
اين خبرنگار كه از مزدوري منافقين مطلع بود، حاضر نشد پس از تهديد، از ترس جانش، چيزي عليه منافقين بنويسد، در حالي كه از عدم حقانيت آنان كاملا" آگاه بود. وقتي يك غربي از ترس جان، از گفتن حقايق پرهيز مي‌كند، حتما" در صورت احساس سايه مرگ، از مزدوري و اهانت هم دست بر خواهد داشت و در حقيقت زماني ريشه اهانت به اسلام خشكيده خواهد شد كه اهانت كننده خود را در معرض مرگ ببيند .
راه خشكاندن ريشه اهانت
در ارتباط با صدور حكم اعدام سلمان رشدي توسط حضرت امام خميني(ره)، نفس صدور چنين حكمي كار خود را كرد و ريشه اهانت را خشكاند . چه سلمان رشدي ترور شود و چه كسي موفق به انجام اين مهم نگردد، او ديگر مرده است . هرچه مردم جهان بيشتر در جريان سختي‌ها و مشقّت‌هايي كه او در آن گرفتار شده است قرار گيرند ، اثر بازدارندگي آن براي مزدوران قلم بدست بيشتر است . نفس صدور حكم حضرت امام موجب شد ديگر درخت اهانت ميوه ندهد .
خون هر اهانت كننده به اسلام همچون اسيدي است كه اگر بر زمين ريخته شود ريشه درخت شوم اهانت را خواهد سوزاند . اصرار غرب براي لغو حكم اعدام سلمان رشدي، نه به خاطر ارزشي است كه براي جان وي قائلند ، زيرا كه آنها براي جان انسانها ارزش قائل نيستند، چه رسد به جان حيوان مزدوري چون سلمان رشدي، بلكه اصرار غرب براي لغو حكم سلمان رشدي به منظور بازگشايي مجدد راه اهانت به مقدسات اسلام و روحيه دادن به مزدوراني است كه حاضرند براي شهرت يا مشتي پول، دست به هر جنايتي بزنند ، اما اين مزدوران حاضر نيستند به هيچ وجه رفاه خود را از دست بدهند، چر رسد به از دست دادن جان خود.
در اين راستا، تأكيد مجدد محافل مختلف مردمي در سالگرد صدور حكم اعدام سلمان رشدي، در اعلام آمادگي براي اجراي حكم حضرت امام(ره) و اصرار مقام معظم رهبري بر تداوم حكم حضرت امام در مورد توهين به مقدسات اسلامي، حالت بازدارنده داشته و دشمنان اسلام را از توهين به مقدسات اسلامي بر حذر مي‌دارد.
كشيشان اهانت كننده آمريكايي
اينك، كشيشان كاخ سفيد به اهانت به مقدسات اسلامي مبادرت كرده‌اند. آنها ظاهرا در قيل و قال تدارك جنگ توسط سردمداران كاخ سفيد و صهيونيسم با جهان اسلام، فراموش كرده‌اند كه حكم اهانت به اسلام چيست. حكمي كه اجراي آن نيازي به صدور حكم مجدد ندارد و هر مسلماناني ممكن است نسبت به انجام آن احساس تكليف كند. والسلام
------------------------------------------
1 - روزنامه جوان 6/7/78 به نقل از مصاحبه وي را راديو باكو

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: یکشنبه دهم تیر 1386 ساعت :19:34

يك دانشجوي ايراني، اولين مجري‏‏ حكم ارتداد سلمان‌رشدي‏‏


                                            

شهادت طلب بسيجي، ابراهيم عطايي يکي از مجريان عمليات استشهادي عليه سلمان رشدي مرتد بود که جان بر سر رضاي معشوق نهاد و در نهايت غربت و مظلوميت شهد شهادت نوشيد.

اين روزها مصادف است با سالگرد صدور حکم تاريخي حضرت امام (ره) درباره سلمان رشدي مرتد. شايد به راستي کسي نداند که در گوشه و کنار اين جهان چه کساني در جهت تحقق حکم حضرت امام (ره) توفيق يافتند که به شهادتي راستين دست پيدا کنند. خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري مهر از شهيدي ياد کرده‌است که خواندن سرگذشتش روح آدمي را جلا مي‌دهد و بلنداي همت و صلابتش، کلاه از سر ذهن محال انديش نيز مي‌اندازد:شهيد ابراهيم عطايي.

آنچه در پي مي‌آيد عين متن گزارش به نقل از خبرگزاري مهر است:

ويزاي بهشت

در تکريم شهادت طلب بسيجي، ابراهيم عطايي، مجري عمليات استشهادي عليه سلمان رشدي مرتد

به مناسبت شانزدهمين سالگرد صدور حکم اعدام نويسنده کتاب آيات شيطاني

«بسمه تعالي

انا لله و انا اليه راجعون

به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مي رسانم مؤلف کتاب «آيات شيطاني‌» که عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواي آن، محکوم به اعدام مي باشند. از مسلمانان غيور مي خواهم تا در هر نقطه که آنان را يافتند، سريعاً آن‌ها را اعدام نمايند تا ديگر کسي جرأت نکند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر کس که در اين راه کشته شود، شهيد است ان شاء الله. ضمناً اگر کسي دسترسي به مؤلف کتاب دارد ولي خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفي نمايد تا به جزاي اعمالش برسد. والسلام عليکم و رحمة الله وبرکاته

روح الله الموسوي الخميني

29 بهمن 1367/ 11 رجب 1409»

رسانه هاي گروهي استعماري خارجي به دروغ به مسئولين نظام جمهوري اسلامي نسبت مي دهند که اگر نويسنده کتاب آيات شيطاني توبه کند حکم اعدام درباره او لغو مي گردد. امام خميني فرمودند:

اين موضوع صددرصد تکذيب مي گردد. سلمان رشدي اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامي هم خود را به کار گيرد تا او را به درک واصل گرداند.

حضرت امام اضافه کردند:

اگر غير مسلماني از مکان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريع‌تر از مسلمانان او را اعدام کند، بر مسلمانان واجب است آن‌ چه را که در قبال اين عمل مي خواهد به عنوان جايزه يا مزد عمل به او بپردازند.

«راستى به چه علت است که در پى اعلام حکم شرعى و اسلامى مورد اتفاق همه علماء در مورد يک مزدور بيگانه اين‌قدر جهان‌ خواران بر افروخته شدند و سران کفر و بازار مشترک و امثال آنان به تکاپو و تلاش مذبوحانه افتاده‏اند؟ غير از اين نيست که سران استکبار از قدرت برخورد عملى مسلمانان در شناخت و مبارزه با توطئه‏هاى شوم آنان به هراس افتاده‏اند و اسلام امروز مسلمانان را يک مکتب بالنده و متحرک و پر حماسه مي دانند و از اين‌که فضاى شرارت آنان محدود شده است و مزد بگيران آنان چون گذشته با اطمينان نمى‏توانند عليه مقدسات قلم فرسائى کنند مضطرب شده‏اند ... خيلى جالب و شگفت‏انگيز است که اين به ظاهر متمدنين و متفکرين وقتى يک نويسنده مزدور با نيش قلم زهرآگين خود احساسات بيش از يک ميليارد انسان مسلمان را جريحه دار مى‏کند و عده‏اى در رابطه با آن شهيد مى‏شوند، براى ايشان مهم نيست و اين فاجعه عين دموکراسى و تمدن است، اما وقتى بحث اجراى حکم و عدالت ‏به ميان مى‏آيد، نوحه رافت و انسان دوستى سر مى‌دهند. ما کينه دنياى غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همين نکته‏ها به دست مى‏آوريم. قضيه آنان قضيه دفاع از يک فرد نيست، قضيه حمايت از جريان ضداسلامى و ضدارزشى است که بنگاه‌هاى صهيونيستى و انگليس و آمريکا به راه ‏انداخته‏اند و با حماقت و عجله خود را روبه‌روى همه جهان اسلام قرار داده‏اند ... اگر غفلت کنيم اين اول ماجراست و استعمار از اين مارهاى خطرناک و قلم به دستان اجير شده در آستين فراوان دارد ... ترس من اين است که تحليل‌گران امروز، ده سال ديگر بر کرسى قضاوت بنشينند و بگويند که بايد ديد فتواى اسلامى و حکم اعدام سلمان رشدى مطابق اصول و قوانين ديپلماسى بوده است ‏يا خير ...(امام خميني، منشور روحانيت، چاپ دوم 1369)

**********

رضا اشعري، همرزم شهيد:

آخرين بار در خيابان جمهوري ديدمش، سر خيابان بابي ساندز، اول نشناختمش. يک تي شرت زردرنگ پوشيده بود، ريش هايش را هم از ته زده بود. رفتم جلو، گفتم: «ابراهيم! خودتي؟» خودش بود؛ ولي پاک عوض شده بود. حرف زدنش هم مثل هميشه گرم نبود. گفتم: «اين‌جا چه کار مي کني؟» اکراه داشت که حرف بزند، گفت: «آمدم ويزا بگيرم.» و خواست خداحافظي کند که دستش را گرفتم. گفتم: «ويزا براي کجا؟ چي شده مگر؟» گفت: «ولم کن رضا! عجله دارم.» دستش را با تکان از دستم بيرون کشيد و رفت. خشکم زد. با خودم گفتم: «خدايا! اين ابراهيم همان ابراهيم است؟!»

**********

علي منتظري، همرزم شهيد :

آشنايي مان برمي گردد به سال 62. آن موقع من 17 سالم بود، مقرمان گردان سرپل ذهاب بود. من امدادگر بودم. ابراهيم هم امدادگر بود‍‍؛ اما گروهان يک بود. شنيدم که چند تا از بچه ها تيفوس گرفته اند. يک چادر سه تخته آن طرف رودخانه زده بودند و کسي هم حق ملاقات با آنها را نداشت. يک روز مريزاد، مسؤول بهداري گردان آمد سراغم، گفت: «منتظري! از امروز برو چادر بيمارستان- اسمي بود که بچه ها روي آن چادر گذاشته بودند- کمک عطايي» گفتم: «عطايي ديگر کيست؟» گفت مال گروهان يک است.

رفتم چادر بيمارستان. وارد شدم. داشت به يکي از بيمارها آب مي داد، متوجه من نشد. وقتي برگشت تعجب کردم. 13 يا 14 سال بيشتر نداشت. سلام کردم گفت: «عقب!» من يک قدم عقب رفتم. دوباره گفت: «عقب!» يک قدم ديگر رفتم عقب؛ بعد گفت: «خب، حالا عليکم السلام، کارتان را بفرماييد.» هم لجم گرفته بود، هم تسخير شده بودم. با لکنت زبان گفتم: «آقاي مريزاد من را فرستاده کمک شما.» همان طور با تحکم گفت: «به آقاي مريزاد بگو، ابراهيم کمک لازم ندارد.» من از روي لج عقب رفتم تا او ديگر نگاهم نکرد. بعد هم راهم را کشيدم و رفتم.

**********

مادر شهيد :

يک روز آمد خانه و يک راست رفت زيرزمين. نگرانش شدم. دنبالش رفتم ديدم بچه ام سرش را گذاشته روي مهر، هاي هاي گريه مي کند. من هم روي همان پله نشستم و همپايش گريه کردم… بعد… ببخشيد… بعد رفت قرآن را برداشت و با ترتيل شروع به خواندن کرد. صدايش يک حزن تازه اي داشت. نيم ساعتي قرآن را خواند، بعد آمد سراغ من و سلام کرد. گفتم: «ابراهيم جان! چي شده مادر؟ نصفه جان شدم.» گفت: «يک از خدا بي خبري پيدا شده به قرآن توهين کرده، يک کتاب نوشته به اسم آيات شيطاني.» گفتم: «خدا ان‌شاءالله لعنتش کند، کي هست؟» گفت: «يک انگليسي هندي الاصل است.»

**********

برادر شهيد (اسماعيل عطايي):

فتواي حضرت امام که صادر شد، ديگر آرام و قرار نداشت، انگار خط سرنوشتش را پيدا کرده بود. مي گفت که من فقط يک آرزو دارم.

**********

رضا اشعري، همرزم شهيد:

از علي منتظري شنيدم که رفته آلمان براي معالجه. گفتم: «مگر شيميايي‌اش حاد شده؟» گفت: «ظاهرا.» البته بعد از خيبر، تا آن‌ جا که من خبر دارم ناراحتي هميشه باهاش بود.

**********

ساسان طالبي، از دوستان شهيد:

ديگر سر کلاس ها هم نمي آمد. من تعجب مي کردم کسي که حاضرشدن به موقع سر کلاس را واجب شرعي مي دانست، چطور مي شود که اصلا يک هفته سر کلاس نيايد؟ البته گاهي دانشکده مي ديدمش؛ ولي عوض شده بود. تند مي آمد، تند مي رفت؛ با کسي هم گرم نمي گرفت.

**********

برادر شهيد (اسماعيل عطايي):

مي گفت من زنده باشم و يک مرتد که به اشرف مخلوقات توهين کرده، جايزه بگيرد؟ من زنده باشم و يک نفر که قلب آقا امام زمان را خون کرده، خوش بگذراند؟!

**********

ج.الف :

من به قضيه شک داشتم. به اصل موضوع شک داشتم. به بچه ها گفتم که اين پسره را بياوريد من ببينمش. قرار گذاشتيم. معمولاَ افرادي که در قرارهاي اين جوري حاضر مي شوند، مضطرب اند، اطمينان به نفس کافي ندارند و دستپاچه برخورد مي کنند؛ اما اين شهيد ما که آمد، اصلاَ اين طوري نبود. 21-22 سالش بود. سلام که کرد و نشست دلم من قرص شد. همان‌جا توي دلم گفتم: «خدايا بنازم به قدرتت؛ چه جوان هايي ما داريم و دلمان بعضي وقت‌ها از توطئه هاي خارجي مي لرزد!»

**********

دکتر رضا داوري، استاد فلسفه:

اين يعني همان خليفه‌اي که خدا مي فرمايد ما در زمين قرار داده ايم. شهيد عطايي مصداق محسوس همين معناست.

**********

مادر شهيد:

گفتم: «مادر! من دختر فلاني را برايت ديده ام، با خانواده شان صحبت کرده ام. تو اصلا به اين مسأله توجه نمي‌کني! امام فتوايي داده اند، ان شاءالله عمل مي شود، تو مکلف به اين مسأله نيستي!» گفت: «چرا مادر! من مکلفم، من مي دانم دارم چه کار مي کنم.»

**********

دکتر رضا داوري، استاد فلسفه:

يقين داشت، راهش را پيدا کرده بود و انگار روي نقطه اي ايستاده بود که انتهاي مسيرش را مي ديد.

**********

مادر شهيد:

گفتم: «مادر! جواب مردم را چه بدهم؟ اسم گذاشتيم روي دختر مردم.» گفت: «تو فقط قول بده اين راز را با کسي در ميان نگذاري.» هي خودش را به آن راه مي زد. گفتم: «من دارم از آبرويمان توي مردم حرف مي زنم.» دوباره گفت: «مي داني؟ اگر اين قضيه لو برود، زندگي من لو رفته، شما که اين را نمي خواهيد؟» هي من از ازدواج مي گفتم، هي او مي گفت که اين قضيه بين خودمان بماند.

**********

ساسان طالبي:

آخرين باري که ديدمش، توي دانشکده بود. چند وقت بود که دوست داشتم ببينمش و مفصل باهاش حرف بزنم. بس که به کسي محل نمي گذاشت. عقده اي شده بودم. آن روز يادم است که کلاس نداشتم. جلو فروشگاه ديدمش. گفت: «مي خواهم باهات حرف بزنم.» گفتم: «خوب است، بالاخره ياد رفقايت هم مي کني!» گفت: «طاقت گريه ندارم، اوضاعم قاطي پاطي است. يک خبر خوبي برايت دارم، اگر به حرفم گوش بدهي پشيمان نمي شوي، يک دختري را مي شناسم…»

**********

مادر شهيد:

گفت: «يک دوست دارم اسمش طالبي است…» شما ديديدش، انگار با او مصاحبه هم کرده ايد، پسر خوبي است خدا حفظش کند؛ گفت: «قضيه را برايش تعريف کردم، نشاني را بده برود خواستگاري.» آنجا بود که فهميدم تصميمش برو برگرد ندارد. قيد دختره را زده بود. بند دلم لرزيد… گفتم: «خدايا! اگر قسمت اين است، من راضي ام.» نمي دانم توي قيافه ام چه ديد؟!… [گريه مادر] پرسيد: «راضي هستي مادر؟» گفتم: «آره پسرم!»

**********

ج.الف:

بهش گفتم کار اشتباهي کرده که مادرش را در جريان گذاشته است . گفت: «شما هنوز مادر من را نشناخته‌ايد.» واقعيت اين بود که من خودم را هم هنوز نشناخته بودم. گفتم: «با اين حال صحبت هايي هست که بايد با مادرت و با هر کس ديگري که قضيه را مي داند بکني.»

**********

برادرشهيد(اسماعيل عطايي):

يک هفته کارمان تمرين بود؛ اگر زنگ زدند کي بردارد، چي بگويد؛ اگر آمدند در منزل چي؟ دوستان چي؟ دانشکده چي؟ و خلاصه وقتي که داشت مي رفت، ما آن‌قدر آماده شده بوديم که انگار يک سال است به خارج رفته است.

**********

علي منتظري:

از همان موقع ها بوي شهادت مي داد. به قول بچه ها نوربالا مي زد. بهش مي گفتم: «فلق». آن روزها فخرالدين حجازي آمده بود سرپل ذهاب، يک سخنراني کرده بود و نماز شب خوان هاي رزمنده را «فلق» ناميده بود. من خيلي به دست و پايش مي پيچيدم. مي گفتم: «تو آخرش شهيد مي شوي!» او هميشه در جواب مي‌گفت: «ما تا انقلاب مهدي زنده ايم!»

**********

ج.الف:

وقتي بهش گفتم: «ما هيچ کمکي نمي توانيم بکنيم» هيچ تغييري در او رخ نداد؛ نه در رفتارش و نه حتي در چهره اش. گفت: «من از شما کمک نخواستم، فقط خواستم در جريان باشيد، حتي اجازه هم نمي خواهم، مگر اين ‌که بازداشتم کنيد؛ والا به ياري خدا تا آخرش مي روم.»

**********

کاردار سفارت سوييس در تهران در مصاحبه با سي.ان.ان:

تقاضاي ويزاي ويژه کرده بود. گفته بود که حاضر است پناهنده شود و عليه ايران حرف بزند. از طرف سازمان هاي آمريکايي هم حمايت شده بود، از جمله سازمان ديده بان حقوق بشر … [رييس يکي از گروهک هاي غيرقانوني در ايران] هم او را تأييد كرده بود. به اين نتيجه رسيده بوديم که مشکل شخصيتي دارد و قابل بهره برداري است.

**********

ج.الف:

همه تست ها مثبت بود. نقطه فرود هم چک شده بود. مشکلي نبود؛ اما مي دانستيم که درصد موفقيت بسيار پايين است. 10 تا 30 درصد بيشتر اميد نبود. به خودش هم گفتيم؛ جواب داد: «مطمئن باشيد که من پيروزم.»

**********

برادر شهيد (اسماعيل عطايي):

خيلي چيزها از امام ياد گرفته بود. به خصوص اطمينان قلب و صلابتي که داشت نمونه بود. به ما روحيه مي داد. به من مي گفت: «اسماعيل! اين راهي که من مي روم شکست تويش نيست.» من فکر مي کردم که منظورش اين است که حتماَ به نتيجه مي رسد؛ اما وصيتنامه اش را خواندم، منظورش را فهميدم. از قول امام نوشته بود: «چه بکشيد و چه کشته شويد پيروزيد.» و اين همان چيزي بود که شخصيت او را ساخته بود.

**********

دکتر رضا داوري:

… و بالاخره رفت و رسيد و شهيد هم شد…

**********

مادر شهيد:

قبرش را نمي دانم کجاست. مي روم بهشت زهرا سر يک قبر خالي که اسم او روي سنگش است. مي گويم: «مادر! توي دنيا که سربلندمان کردي، آخرت هم دستمان را بگير.» بچه ام نمرده، قبرش را هم که مي بينيد؛ خالي است! باور کنيد به خود مقام سيدالشهدا هميشه باهاش حرف مي زنم و جواب مي گيرم. جواب هاش به قلبم خطور مي کند. مي گويم: «مادر! من باور دارم که شهيدها زنده اند.» بعد حرفم را مي زنم، بلافاصله جواب مي گيرم. هميشه وجودش را با خودم حس مي کنم. بچه ام نگران من است.

**********

رضا اشعري:

مي گفت که ما تا انقلاب مهدي زنده ايم و من واقعاَ نمي دانم آن روز هم مي دانست که شهيد مي شود يا نه؟ هر وقت تنها مي شديم از خدا حرف مي زد، از آخرت و به خصوص از شهادت مي گفت؛ «خدا نعمتي برتر از شهادت خلق نکرده است.»

**********

دکتر رضا داوري:

سر کلاس سؤالاتي مي پرسيد که معلوم بود اين جوان به يک جاهايي رسيده است. من خودم گاهي مي ماندم. يک ملاقاتي هم گويا با حضرت آيت الله جوادي آملي داشت. ايشان را هم گويا تحت تأثير قرار داده بود.

يک روز بعد از درس به من گفت: «استاد! به نظر من اين يک اشتباه فلسفي است که «من» انسان همان روح انسان است.» حالا من همان جلسه اين مطلب را درس داده بودم. گفتم: «پس «من» انسان از ديدگاه شما چيست؟» گفت: «من انسان خيلي عميق تر از روح است. «من» آدمي زماني کشف مي شود که انسان خدا را کشف کند.» بعد اين آيه را خواند: «و لا تکونوا کالذين نسواالله فانسيهم انفسهم اولئک هم الفاسقون»

**********

ج.الف:

اينها را ديگر من با واسطه مي گويم. گفتند که بنا بوده در جريان بازديد رشدي از يک کتابخانه او را با گلوله بزند؛ اما قبل از ورود به او مشکوک مي شوند. در حين بازرسي بدني درگير مي شود و گلوله مي خورد. جالب اينکه کوچکترين خبري منعکس نشد. انگار نه انگار که چنين واقعه اي وجود خارجي داشته است. بعدها که خبرش غير رسمي درز کرد، يک اشاره تلويحي کردند و بعدش هم هيچ.

**********

مادر شهيد:

آن شب من خواب ديدم. شوهر مرحومم هميشه مي گفت: «شبي که ابراهيم به دنيا آمد يک سيد نوراني يک انگشتر زرد به انگشتم کرد.» آن شب من خواب ديدم که با مرحوم شوهرم نشسته ايم، منتظريم که ابراهيم بيايد ناهار بخوريم. يک سيد نوراني آمد به مرحوم شوهرم گفت: «حاج آقا! آن انگشتر امانتي را آمده ام بگيرم.» من از خواب پريدم و تا صبح گريه کردم. اسماعيل بچه ام آمد توي اتاق. هي دلداري ام داد. من هم هي مي گفتم: «مادر! ديگر بي ابراهيم شدم، پسرم حجله نديده رفت شهيد شد. خدا اين آمريکا را ذليل کند. الهي رشدي ملعون تکه تکه بشود.»

**********

برادر شهيد(اسماعيل عطايي):

من خودم دست کمي از مادرم نداشتم. دلشوره عجيبي داشتم. آن شب اصلاَ خوابم نبرده بود؛ اما بايد مادرم را آرام مي کردم. نمي خواستم همسايه ها خبردار شوند.

**********

رضا اشعري:

مي گفتند اصلاَ موفق به ديدار رشدي نشده است. تور حفاظتي رشدي خيلي قوي است. آبروي سياسي اروپا در گرو امنيت رشدي است و به همين دليل شديدترين تدابير را در نظر گرفته اند.

**********

ج.الف :

با تجربه اي که من دارم رشدي تا آخر عمر، آب خوش از گلويش پايين نخواهد رفت.

**********

دکتر رضا داوري:

سلمان رشدي با فتواي امام اعدام شد و اينکه اين روزها به دريوزگي افتاده، سلمان رشدي نيست، کالبد متعفن يک انسان پست است که روحش را به شيطان فروخته است، اما اين ابراهيم شهيد ما امروز زنده است و تا ابد هم زنده خواهد بود و تمام آزادگان جهان هم از محضرش مستفيض مي شوند.

**********

از يادداشت هاي شهيد ابراهيم عطايي:

«قطعنامه که پذيرفته شد و آتش بس که اعلام شد، من يک باره به خودم آمدم، ديدم سفره را برچيده اند و نصيب من از روزي شهادت، فقط حسرت است. بعد ازخودم پرسيدم که ابراهيم! آيا حقيقتاَ درجستجوي شهادت بوده اي؟ ديدم که نه. باز از خودم پرسيدم: ابراهيم! اکنون چه؟ آيا آماده ديدار حق هستي؟ و باز پاسخ دروني ام حاصلي جز حسرت و اندوه نداشت. ديدم که با تمام وجود به اين قفس خاکي چسبيده ام و بال و پر پروازم نيست. تعارف با خودم را کنار گذاشتم. ديدم که در اين مدت، از شهادت فقط دم مي زده ام؛ اما بارها آن را رد کرده ام. ديدم شهادت هديه اي است از طرف خدا که ابتدا بايد بپذيري، بعد به آن برسي و بدا به حال من! من در جام زهري که امام نوشيد، آب حيات يافته بودم و بدا به حال من! من از قطعنامه متولد شدم.»

**********

برادر شهيد (اسماعيل عطايي):

بعد از مرصاد من احساس کردم که ابراهيم به يک بلوغ جديدي رسيده است. حرف هايش بوي امام مي داد. بوي شهيدان را مي داد، به قول شما مطبوعاتي ها، بوي باروت مي داد. يک طوري از دوستان شهيدش حرف مي زد که انگار در حضور آنها است و من الآن بعضي وقت ها که فکرش را مي کنم، مي گويم که نکند واقعاَ روح آنها را مي ديد؟ و الآن اين باور به من و مادرم سرايت کرده است و من هر وقت زيارت شهدا را مي خوانم، قبل از همه صداي ابراهيم را مي شنوم که به سلامم جواب مي دهد.

**********

دکتر رضا داوري:

ابراهيم براي من يک اسوه است، يک اسطوره است که به حيات حقيقي رسيده است. زمان حياتش هميشه براي من نمونه کامل يک انسان بود که توي اين دنيا به هويت خودش رسيده بود. نمونه کامل کسي بود که خودش را خوب شناخته بود، مردمش را خوب شناخته بود، امامش را خوب شناخته بود، خدايش را خوب شناخته بود، دينش را و راهش را خوب شناخته بود و بالاخره هم رفت و رسيد و پيروز شد يعني شهيد شد.

**********

فرازي از وصيتنامه شهيد:

شيريني و لذات زندگي در آن است که مرد در انتظار مرگ ننشيند، بلکه به دنبال آن برود و آن را در آغوش بکشد. شيريني زندگي در آنجاست که حلاوت مرگ را دريابي و اينچنين است که قاسم بن الحسن (عليهما السلام) از مرگ تعبير «احلي من العسل» دارد. شرافت و کرامت آدمي از زندگي و مرگش رقم مي خورد و من همواره از خداي لايزال خواسته ام که چگونه زيستن و چگونه مردن هر دو را، او به من بياموزد …

**********

يادداشت مقام معظم رهبري در حاشيه قرآن اهدايي به خانواده شهيد:

بسمه تعالي

خداوند اين شهيد عزيز ما را که تا دنيا باقي است به عنوان سند زنده و جاويد دلاوري و خداجويي اين مردم بر پيشاني تاريخ خواهد درخشيد، با شهداي کربلا و ائمه هدي- عليهم صلوات الله اجمعين- محشور بفرمايد.

**********

بعدالتحرير

«آيات شيطاني» (ترجمه عبارت انگليسي SATANIC VERSES) رماني است در547 صفحه (نسخه انگليسي در چاپ اول) که در تاريخ 4/7/1367 (26 سپتامبر1988) توسط انتشارات «وايکينگ» (جزو گروه انتشاراتي «پنگوئن») منتشر شد. نويسنده اين کتاب، «سلمان رشدي» مسلمان هندي تباري بود که تبعه «بريتانياي کبير» محسوب مي شد و «آيات شيطاني» پنجمين رمان اين نويسنده 41 ساله بود. «سلمان رشدي» عضو «انجمن سلطنتي ادبيات انگلستان» بوده و هست و کتاب مذکور را به سفارش «گيلون ريتکن» (رئيس يهودي انتشارات وايکينگ) با دستمزد بي سابقه 850 هزار پوند به رشته تحرير در آورد.

کتاب آيات شيطاني بر خلاف آن چه گفته مي شود، يک کتاب علمي و نظري نيست؛ بلکه داستاني است بلند در 9 فصل که شخصيت هاي آن را حضرت رسول اکرم (صلوات الله عليه)، همسرانش و صحابي شناخته شده اش و حضرت جبرئيل (فرشته وحي) تشکيل مي دهند.

در طول اين رمان تمامي اين شخصيت ها-العياذ بالله- افرادي فاسد و گرفتار انحرافات اخلاقي معرفي مي شوند و انواع تحقير و اهانت هاي عجيب و غريب نسبت به آنان انجام مي گيرد. پرداختن بيشتر به محتواي کتاب جز جريحه دار کردن قلوب پاک مسلمين نتيجه اي نخواهد داشت.

سلمان رشدي که امروز اواخر دهه پنجاه عمر خود را مي گذراند در يکي از آخرين کتاب هاي خود، به فلاکت و ذلت 10 ساله پس از انتشار کتاب «آيات شيطاني» اشاره مي کند. وي در کتاب خود با اشاره به مجروحيت مترجم ايتاليايي کتابش توسط مسلمانان ايتاليايي تا سر حد مرگ و به هلاکت رسيدن مترجم ژاپني آيات شيطاني بر اثر حمله مسلمانان ژاپني، از روز ترور ناشر نروژي کتابش به اين شکل ياد مي کند: «روزي که ناشر نروژي مورد اصابت گلوله قرار گرفت يکي از بدترين روزهاي عمر من است.» او در آن ايام تنها طي 20 روز 13 بار محل خواب خود را تغيير داد. چنان فضاي جهنمي بر زندگي او حاکم گرديد که همسرش از وي جدا شد و در مطبوعات وي را «فردي بزدل» ناميدند. تنها دو سال پس از صدور حکم اعدام بود که سلمان رشدي جرأت سفر به خارج انگلستان را پيدا کرد و با يک هواپيماي جنگي در سال 19991 ميلادي براي سخنراني به دانشگاه کلمبيا در آمريکا رفت و برگشت. محافظت از او پس از صدور حکم حضرت امام بر عهده «اسکاتلند يارد» (پليس انگليس) قرار گرفت. هزينه هاي محافظت از او در سال بين يک تا 10 ميليون پوند تخمين زده مي شود؛ در حدي که يکبار پرنس چارلز (وليعهد انگلستان) اعلام کرد: «سلمان رشدي سرباري پر خرج براي ماليات دهندگان انگليسي است.» همچنين شرکت هواپيمايي «بريتيش اير ويز» حضور رشدي را در هواپيماهاي خود تا سال 19998 ممنوع اعلام کرده و شرکت هواپيمايي «ايرکانادا» چند سال پيش سفر رشدي را با پروازهاي خود غيرممکن اعلام نمود.

سلمان رشدي با وجود خشم جهان اسلام عليه خود، از تجديد چاپ کتاب کفرآميز خود صرف نظر نکرد و زماني که انگلستان حاضر به چاپ ارزان قيمت اين کتاب (بدون جلد گالينگور و با کاغذ کاهي) نشد، آن را به آمريکا برد و به صورت ارزان قيمت (براي سهولت خريد عمومي آن) به چاپ رساند.

]در سالهاي اخير، سلمان رشدي در آمريکا زندگي مي کند و توسط دولت آمريکا محافظت مي شود. سال گذشته وي به رياست انجمن قلم آمريکا رسيد. امپراطوري رسانه اي غرب بارها اعلام کرد که حکم اعدام اين نويسنده از طرف ايران پس گرفته شده است که هر بار با واکنش سريع رهبر انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي اين مسأله تکذيب گرديد و اعلام شد که حکم يک مرجع قابل نقض نمي باشد و حتي پس از مرگ او نيز بر همه مسلمانان لازم الاجرا است. آخرين بار نيز در پيام رهبر معظم انقلاب به حجاج بيت الله الحرام در سال 1383 بر مهدورالدم بودن سلمان رشدي و لازم القتل بودن او تأکيد شد.

*******

متأسفانه دولت انگلستان از تحويل پيکر پاک شهيد عطايي به جمهوري اسلامي خودداري کرد.

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لينک ثابت |
سلمان رشدي شواليه ای تو خالی
تاريخ: یکشنبه دهم تیر 1386 ساعت :19:31

سلمان رشدي شواليه ای تو خالی

سلمان رشدي شواليه ای تو خالی

حركت عجولانه و ناشيانه‌ي استعمارگر پير

خردادماه امسال، با انتشار خبر اعطاي نشان شواليه ازسوي اليزابت دوم - ملكه‌ي انگليس - به سلمان رشدي - نويسنده‌ي كتاب موهن آيات شيطاني - همراه شد؛ فردي كه با انتشار كتاب سخيف خود با نام "آيات شيطاني" در سال 1988 باعث بروز جنجال‌هاي بين‌المللي عليه اين كتاب شد، و صدور حكم تاريخي حضرت امام خميني (ره) مبني بر ارتدادش را به ‌دنبال داشت، كه همين حكم باعث شد از آن پس به ‌طور مخفيانه‌ زندگي كند.

اعطاي نشان از سوي ملكه‌ي انگليس به رشدي و واكنش‌ها

در ايام مصادف با هجدهمين سالگرد رحلت بنيان‌گذار كبير جمهوري اسلامي ايران، اقدام ناشيانه و در عين حال سؤال‌ برانگيز و احتمالا برنامه‌ريزي ‌شده‌ي ملكه‌ي انگليس در اعطاي نشان "شواليه" و لقب "سر" به رشدي، اعتراض سخن‌گوي وزارت امور خارجه‌ي كشورمان و احضار سفيران انگلستان در ايران و پاكستان را براي ارايه‌ي توضيحات در اين زمينه در پي داشت.

در‌حالي‌كه تشكل‌هاي ادبي،‌ فرهنگي و حتی نهادها و ارگان‌هاي مربوط در كشورمان واكنش چنداني به اين موضع نداشته‌اند، پنج تشكل‌ دانشجويي يك روز پس از انتشار اين خبر در 27 خردادماه بيانيه دادند و 201 نماينده‌ي مجلس سي‌ام خردادماه اين اقدام را محكوم كردند. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي هم در اين زمينه بيانيه‌هايي منتشر كردند.

اما مسلمانان در شهر لاهور پاكستان آدمك ملكه اليزابت را به آتش كشيدند. در مالزي هم حاميان يك گروه اسلامي مقابل سفارت انگليس در اين كشور تظاهرات كردند. تظاهركنندگان شعار مي‌دادند: "نابود باد سلمان رشدي"، "نابود باد انگليس".

شوراي مسلمانان انگليس نيز با محكوم كردن اين اقدام لندن، آن ‌را يك اقدام تحريك‌آميز خواند؛ اما از مسلمانان خواست كه خويشتن‌دار باشند.

از سوي ديگر، رسانه‌هاي جهان به انعكاس اين خبر و حاشيه‌هاي آن پرداختند. خبرگزاري اينترنشنال هرالدتريبيون آمريكا در اين زمينه به اعطاي نشان شواليه به سلمان رشدي تنها سه ماه پس از آزادي ملوانان انگليسي ازسوي ايران اشاره داشت و اعلام كرد كه تهران اين اقدام دولت انگليس را براي اعطاي لقب "سر" به اين نويسنده‌ي منفور هندي‌الاصل، تصادفي نمي‌داند.

اما در حالي كه آثار اين نويسنده‌ي دست چندمي هيچ‌گاه از نظر ادبي مورد توجه و تأييد نبود و اين امر حتا ازسوي حاميان انگليسي، آمريكايي، صهيونيستي‌اش هم صورت نگرفته بود، مارگارت بكت - وزير خارجه‌ي انگلستان - با تأكيد بر اين‌كه اعطاي نشان شواليه به سلمان رشدي به‌علت فعاليت‌هاي ادبي وي بوده [!]، گفت: اگر اين امر موجب ناراحتي مردم شده است، دولت انگليس از اين بابت متأسف است.

هوشيار زيباري - همتاي عراقي بكت - هم كه در اين زمان در كنار او ايستاده بود، با بي‌موقع و نابجا خواندن اين تصميم دولت انگليس، گفت: دولت عراق نيز همانند ديگر كشورهاي مسلمان، با اعطاي نشان شواليه به سلمان رشدي مخالف است؛ همان‌طور كه اين امر اكنون به انجام تظاهرات در جهان اسلام انجاميده است.

همچنين گاردين در تحليلي بر اين موضوع نوشت: كميته‌اي كه نام سلمان رشدي را براي دريافت نشان شواليه انتخاب كرد، به پيامدهاي سياسي احتمالي آن فكر نكرده بود و هرگز تصور نمي‌كرد كه اين تصميم با واكنش تند جهان اسلام مواجه شود.

در ادامه‌ي اين مطلب آمده بود، جاناتان هيوود - رييس دفتر لندن جايزه‌ي پن اينترنشنال - با بيان اين‌كه انتظار مي‌رفت اعطاي نشان شواليه به اين نويسنده‌ي هندي‌الاصل بتواند گام مثبتي در بهبود روابط آسيا با انگليس باشد [!] اعلام كرد‌، حجم واكنش‌ها نسبت به شواليه شدن سلمان رشدي، نظر او را درباره‌ي اين انتخاب تغيير داده است.

در حالي‌كه گفته‌هاي سلمان رشدي در كتاب "آيات شيطاني" جسارتي آشكار به دين مبين اسلام و پيامبر عظيم‌الشان آن است، اما هيوود مدعي شده است: واقعا جاي تأسف دارد كه تنها به‌خاطر چند خط در كتاب چهارم سلمان رشدي، او به يك شخصيت منفور تبديل شود [!!]

اظهارنظر اهل قلم

ابراهيم حسن‌بيگي در اين‌باره گفت: كاري كه سلمان رشدي انجام داد، اهانت به همه‌ي اهالي قلم و نويسندگاني بود كه قلم را مقدس و در خدمت بشريت مي‌دانستند؛ چون حرمت قلم هميشه از اين‌كه در خدمت مردم و دفاع از حق و حقانيت باشد، نشأت ‌گرفته است.

او در اين زمينه افزود: پس از گذشت سال‌ها، اين حركت ملكه و دولت انگليس خيلي عجيب است، كه از نوعي حمايت مجدد حكايت دارد. دادن نشان و تقدير از كسي كه به‌خاطر كاري كه انجام داد، اين همه مورد نكوهش بوده، قطعا هيچ مبناي عقلي و علمي ندارد شائبه‌ي سياسي دارد و خيلي عقلاني به‌نظر نمي‌رسد كه سردمداران حكومتي بيايند از يك حركت منفور و تأييدنشده‌ كه در گذشته انجام شده و روندش تا به امروز هم ادامه دارد، حمايت و دوباره آن‌را احيا كنند!

حسن‌بيگي اين موضوع را به اقتداري كه نظام و انقلاب اسلامي در منطقه ايجاد كرد و مسأله‌ي فلسطين، لبنان، افغانستان و بويژه مسائل اخير عراق، ربط داد، كه باعث سردرگمي سياستمداران جهان شده، و آن‌ها را به اين واكنش برانگيخته است.

نويسنده‌ي رمان "محمد (ص)" همچنين به برخوردگانه‌ي آمريكا، انگليس و اروپا در اين قبيل موضوعات اشاره كرد.

اما غلامعلي رجايي، اهداي نشان از سوي ملكه‌ي انگلستان به سلمان رشدي را امر تعجب‌آوري ندانست و گفت: ما علايمي نمي‌بينيم تا نشان دهد انگلستان از رويه‌اي كه در زمينه‌ي اين‌گونه اعمال دارد، پشيمان شده باشد. حتا بر خلاف آن‌چه كه معروف است و مي‌گويند انگليسي‌ها آدم‌هاي هوشمندي هستند، اتفاقا آدم‌هاي بسيار ناداني هستند و دليل آن هم، اين‌كه تابع سياست آمريكا شده‌اند.

نويسنده‌ي كتاب‌هاي "برداشت‌هايي از سيره‌ي امام خميني (ره)"، "سيره‌ي شهيد بهشتي" و "مهتاب مدينه" در ادامه افزود: به‌نظر مي‌رسد در اين تسلسل تاريخي، هوش انگليسي‌ها خيلي كم شده است و آن‌ها ديگر مصلحت‌هاي خودشان را نمي‌توانند تشخيص دهند؛ چون اگر كم‌ترين نشانه‌ي هوشمندي در حركت ملكه‌ي انگليس بود، اين كار انجام نمي‌گرفت. اين اقدام به‌معناي تقابل با عامه‌ي مسلمانان است. همچنين سلمان رشدي اگرچه به پيغمبر (ص) و دين اسلام توهين كرده است، اما اگر كسي كتاب «آيات شيطاني» را خوانده باشد، مي‌بيند كه اين اهانت اصلا تمام موحدان و عالم توحيد را نشانه رفته است.

او اين پرسش را مطرح كرد كه آيا ملكه‌ي انگلستان مي‌داند كه با اعطاي اين نشان، مقابل موحدان عالم موضع‌ مي‌گيرد؟!

رجايي همچنين متذكر شد: اين امر پيامي را هم براي كساني دارد كه معتقدند در داخل، ما خودمان داريم دشمن مي‌تراشيم و خودمان داريم اين‌ها را تحريك مي‌كنيم. نه، چنين نيست. جهان اسلام درباره‌ي سلمان رشدي چه كاري كرده است كه بايد شاهد يك امتيازدهي ديگر به او از سوي دولت انگلستان باشيم؟ اميدوارم روشنفكران داخلي هم اين پيام را متوجه باشند و مرتب توپ را در زمين خودي نيندازند.

حبيب احمدزاده هم اين موضوع را از سوي استعمارگران دور از انتظار ندانست و گفت: استعمارگران اصلا براي اديان ارزشي قايل نيستند؛ آن‌ها به منافع اقتصادي و سياسي خود فكر مي‌كنند و به چيزي غير از جيب خود و اقتصاد نمي‌انديشند.

محمدرضا سرشار نيز در اين زمينه تأكيد كرد: دولت‌هاي اسلامي جهان اگر واقعا به اسلام اعتقاد دارند، در مقابل اعطاي نشان به سلمان رشدي واكنش نشان دهند.

او همچنين گفت: در غرب، در چند دهه‌ي اخير، جرياني ادبي با عنوان «ادبيات استعمار نو» شكل گرفته است. نويسندگان اين طيف كه سلمان رشدي هم يكي از آن‌هاست و خودش هم صريحا به عضو بودنش در اين گروه اقرار كرده است، معمولا نويسندگان كشورهاي جهان سوم يا در حال توسعه هستند، كه به‌شدت شيفته و فريفته‌ي غرب‌اند و عمدتا ترك وطن كرده‌، به يكي از كشورهاي غربي رفته‌ و به فرهنگ و آداب و رسوم خودشان پشت پا زده‌اند و به اين كار تفاخر هم مي‌كنند. برخي از اين افراد نهايت سرسپردگي خودشان را با ارتداد نشان دادند؛ مثل رشدي.

اين نويسنده در ادامه پيشنهاد داد: دول اسلامي بايد عكس‌العمل نشان دهند، و بهترين عكس‌العمل، براي كشور ورشكسته‌اي مثل انگلستان، تحريم اقتصادي و كالاهاي انگليسي است؛ چون واقعا كشور پير و درهم‌شكسته‌اي است و به راحتي مي‌شود با اقتصاد رو به رشد و تواناي كشورهاي اسلامي، آن را به زانو درآورد؛ منتها متأسفانه اين عزم بين دول اسلامي وجود ندارد.

اين منتقد سپس متذكر شد: وقتي درباره‌ي قتل او حكم داده شد، اول غربي‌ها شلوغ كردند و روابط شان را با ايران تعليق كردند؛ اما بعد تسليم ‌شدند. روزي كه امام (ره) آن حكم را صادر كردند، تمام دول اروپايي سفراي‌شان را فراخواندند و ايران كوتاه نيامد. بازنده‌ي عرصه‌ي ديپلماسي در سطح جهان آن‌ها بوده‌اند؛ نه ايران. دول اسلامي اگر معتقدند خدا و پيامبري هست، از هيچ قدرتي نبايد بترسند؛ اين ترس‌ها همه از ضعف ايمان است، و اين اقدام‌ها همه حمايت.

همچنين شهريار زرشناس از سلمان رشدي به‌عنوان يكي از ژنرال‌هاي ناتوي فرهنگي غرب نام برد و گفت: سلمان رشدي فردي است كه چهره‌ي شاخص ضديت و دشمني ويژه‌اي با اسلام و فرهنگ‌هاي شرقي دارد. اين اقدام، به‌نوعي، از رو بستن شمشير است و البته مدتي است امپرياليزم ليبرال دارد به آن عمل مي‌كند. همين كه بحث ناتوي فرهنگي پيش آمده و اين‌كه آن‌ها يك انسجام سازماني در كليت تمدن غرب عليه كانون انقلابي‌گري و مبارزه عليه نظام جهاني سلطه پيدا كرده‌ و متحد شده‌اند و اختلاف‌هاي في‌مابين را كنار گذاشته‌اند، نشان از اين موضوع دارد. اين مسأله طبيعي است كه ژنرال‌هايي را هم بايد به‌عنوان ژنرال‌هاي ناتوي فرهنگي تربيت كنند يا به ميدان بفرستند يا بسازند، كه يكي از اين ژنرال‌ها حتما سلمان رشدي است.

شهريار زرشناس همچنين گفت: پيام اين حركت را، پيام صريح‌تر شدن مبارزه و دوقطبي شدن بيش‌تر مبارزه و پولاريزه شدن وضعيت مي‌دانم و اين را هم خارج از حال و هواي كنوني نمي‌بينم.

اما به اعتقاد محمدرضا جوادي، اعطاي نشان از سوي ملكه‌ي انگليس به سلمان رشدي موجب نزديكي قلوب مسلمانان مي‌شود.

عضو انجمن قلم ايران با بيان اين مطلب تصريح كرد: اين‌كه بعد از 10 سال يا همين حدود به يك‌باره سر و كله‌ي سلمان رشدي پيدا و افتخاري را در انگليس صاحب مي‌شود، ابهام دارد. اما اين مسأله شايد فرصتي براي جوامع اسلامي باشد و دل‌هاي مسلمانان را قدري به هم نزديك ‌كند؛ زيرا اين اتفاق دارد اصل دين را مورد هجمه قرار مي‌دهد و مسلمانان با هر كشش فكري كه باشند، به‌نوعي به اين مسأله حساسيت نشان مي‌دهند و اين امر باعث نزديكي قلب‌هاي آنان خواهد شد.

جوادي با اشاره به تشكيل اتحاديه‌ي نويسندگان جهان اسلام، متذكر شد: در انجمن قلم در دوره‌ي رياست‌جمهوري سيدمحمد خاتمي، ايده‌اي مطرح شد با عنوان نويسندگان جهان اسلام، كه مجموعه‌اي از نويسندگان صاحب اثر در آن گرد هم آيند، و فعاليت‌هايي را به مناسبت‌هايي كه به كل و اصل دين مربوط مي‌شود، انجام دهند، و يا در حوزه‌ي اتفاقات جهاني كه مبتلابه همه‌ي جهان مي‌شود، واكنش نشان دهد. جاي چنين اتحاديه‌اي خالي است تا در برابر اتفاقاتي چنين كه به اسلام توهين مي‌شود، واكنش‌هاي معقول‌تري نشان دهيم.

بلر رشدي را به ملكه معرفي كرد

از سوي ديگر، عطاءالله مهاجراني با اين اعتقاد كه توني بلر سلمان رشدي را به ملکه معرفي کرده، تا نشان شواليه بگيرد، در اظهارنظري متذكر شد: سلمان رشدي نيز اين نشان را گرفت، و از اين پس رشدي شد، سر سلمان رشدي؛ همان کودک "بچه‌هاي نيمه‌شب" که در جست‌وجوي هويتش بود، تثبيت شد. به تعبير يک نويسنده هندي:Midnight’s Knight!

او در ادامه‌ي اين مطلب افزود: البته براي اين‌که بدانيد اين نشان چه افتخار و اعتباري دارد، خوب است بدانيم که اولگ بورديوسکي - جاسوس دوجانبه‌اي که هم براي روسيه کار مي‌کرد و هم براي انگستان - همين نشان را گرفته است.

مهاجراني كه كتابي را در نقد "آيات شيطاني" منتشر كرده است، در ادامه تصريح كرد: ترديدي نيست که بلر به‌خوبي مي‌دانسته که اين رفتار بدون واکنش مسلمانان به پايان نمي‌رسد؛ چنان‌که در روز دوشنبه (28 خرداد) مجلس پاکستان به اتفاق آرا، اعطاي نشان به رشدي را محکوم کرد. اعجاز الحق - وزير امور اديان پاکستان و پسر ضياءالحق - سخن غريبي را مطرح کرد، و گفت "همين نشان‌هاست که به افرادي حق مي‌دهد تا بمب به خودشان ببندند، و به عمليات انتحاري دست بزنند."

وزير پيشين فرهنگ و ارشاد اسلامي همچنين اضافه كرد: چطور كه اگر روزنامه‌نگاري بگويد بلر دروغ‌گوست، آن روزنامه‌نگار [به گفته‌ي او] حيوان درنده است!؟ اما اگر رشدي به پيامبر اسلام [ص]، به ابراهيم [ع]، به همسران پيامبر (ص) و به سلمان، بدترين ناسزاها را بگويد، به ادبيات خدمت کرده است؟

مهاجراني معتقد است: زانو زدن در برابر ملکه و سوگند وفاداري به سلطنت ادا کردن، که کار ادبيات و خدمت به ادبيات نيست؛ کار همان جاسوس دوجانبه است. وقتي کسي سر در برابر آستان ادبيات خم مي‌کند، نمي‌تواند ارباب ديگري داشته باشد. مسيح [ع] هم همين را مي‌گفت، "خداوند و ماموت را نمي‌توانيد خدمت کنيد." ادبيات رنگ و بوي خدايي دارد.

تازه‌ترين واكنش‌ها

در تازه‌ترين واكنش‌ها هم رهبران و پيروان اقليت‌هاي مذهبي در انگليس، از دولت اين كشور خواستند تا نشان شواليه‌ي "سلمان رشدي" - نويسنده‌ي كتاب موهن «آيات شيطاني» - را پس بگيرد.

در جريان كنفرانس اقليت‌هاي مذهبي انگليس كه روز پنج‌شنبه برگزار شد، رهبران اقليت‌هاي مذهبي از دولت انگليس خواستند تا حكم پناهندگي بي‌جهت به اين نويسنده جنجالي را هم لغو كرده و او را از انگلستان بيرون كنند.

به نوشته‌ي اينديپندنت، سخنرانان اين كنفرانس اعلام كردند: «دولت انگليس و خانواده سلطنتي، با اعطاي نشان شواليه به سلمان رشدي، نه تنها به احساسات ميلياردها مسلمان بي‌اعتنايي كردند، بلكه پيروان ديگر مذاهب جهان را نيز شديدا متاثر ساختند.»

همچنين جمعيت اصلاحات اجتماعي دولت‌هاي جهان اسلام و پارلمان كويت از دولت انگليس خواست تا از تصميم خود صرف‌نظر، و اين نويسنده را به‌دليل بي‌حرمتي به بيش از يك ميليارد مسلمان جهان محكوم كند.

نمايندگان پارلمان عراق هم با ابراز تعجب و تأسف از اعطاي لقب شواليه به سلمان رشدي اعلام كردند: اعطاي اين لقب موجب برانگيخته شدن احساسات ميليون‌ها مسلمان خواهد شد.

در بيانيه‌ي آن‌ها با هشدار نسبت به اعطاي لقب شواليه به سلمان رشدي آمده است: اين اقدام موجب تقويت گروه‌هاي تندرويي مي‌شود كه از هر فرصتي براي تفرقه‌افكني ميان ملت‌ها و اديان و مذاهب استفاده مي‌كنند. اين امر موجب تضعيف تلاش‌هاي انجام‌شده از سوي گروه‌هاي ميانه‌رو در جهت ايجاد جهاني امن و گسترش روحيه‌ي محبت، صلح و احترام به ملت‌ها و اديان مي‌شود.

همچنين شوراي ملي و وزارت حج و اوقاف افغانستان اعطاي لقب شواليه به سلمان رشدي از سوي دولت انگلستان را تقبيح كردند.

پارلمان مصر نيز اين موضوع را محكوم و تأكيد كرد: اعطاي اين لقب، زير پا گذاشتن تمامي اصول ديپلماسي، بي‌احترامي به اديان و بي‌توجهي به احساسات مسلمانان جهان تلقي مي‌شود.

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لينک ثابت |
خدا پرستان بپا خیزید تا حکم این ملعون را اجرا کنیم
تاريخ: یکشنبه دهم تیر 1386 ساعت :19:25
خدا پرستان بپا خیزید تا حکم این ملعون را اجرا کنیم

غیرت دینی هر انسانی اجازه این را به او نمی دهد که کسی به مقدس ترین مقدساتش توهین کند وبرای این کارش  نشان افتخار دریافت کند. او باید به سزای عملش برسد تا درسی باشد برای انانی که دانسته حریم خدارو به سخره میگیرند. وپند باشد برای دیگران تا دست از توحید سیتزی برداند

ما جوانان مسلمان از هر گروه ونژادی برای پاسداری از حریم امن الهی وناموس دهر این را به جان خریداریم که برای اجرای حکم الهی به هر شیوه ای متوسل شویم تا این جرثومه فساد را از روی کره خاکی برداریم .

پس تو ای خواهر وبرادر ایمانی برای درهم شکست این هیمنه پوشالی جبهه توحید ستیزی مارا دراین راه همراه باشید .

وبلاگ ستاد اجرا حکم سلمان رشدی مرتد بنا دارد تا با بهره گیری از نظرات وپیشنهادات شما عزیزان راه کار های اجرایی برای از بین بردن این منشا خباثت را تدوین وبه مرحله اجرا درآورد.

منتظر شما عزیزان با غیرت هستیم. 

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By كانون وبلاگ نويسان مذهبي